• تــازه ها
  • متن دعا
  • فراز صحیفه
اوقات شرعی

آمار بازدید

بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
3212
3073
62314786

دعای سی و هفتم صحیفه سجادیه

(37) و كان مِن دعائِه عليه‏السلام اِذَا اعْتَرَفَ بِالتّقصيرِ عَنْ تَاْدِيَةِ الشُّكْرِ
«دعادر اعتراف به تقصير از اداى شكر»

اَللَّهُمَّ اِنَّ اَحَداً لايَبْلُغُ مِنْ شُكْرِكَ غايَةً اِلاَّ حَصَلَ عَلَيْهِ مِنْ
خداوندا كسى در مسئله شكر به حدّى نمى‏رسد مگر آنكه احسان ديگر تو او را
اِحْسانِكَ ما يُلْزِمُهُ شُكْراً، وَ لايَبْلُغُ مَبْلَغاً مِنْ طاعَتِكَ وَ اِنِ
به شكرى ديگر ملزم مى‏كند، و از طاعتت به اندازه‏اى دست نمى‏يابد - گرچه

اجْتَهَدَ اِلاّ كانَ مُقَصِّراً دُونَ اسْتِحْقاقِكَ بِفَضْلِكَ، فَاَشْكَرُ
بكوشد- جز اينكه در برابر آنچه شايسته فضل توست مقصّر است، بنابر اين شاكرترين
عِبادِكَ عاجِزٌ عَنْ شُكْرِكَ، وَ اَعْبَدُهُمْ مُقَصِّرٌ عَنْ طاعَتِكَ،
بندگانت از شكر تو ناتوان، و عابدترين بندگانت از طاعتت مقصّر است،
لايَجِبُ لِأَحَدٍ اَنْ تَغْفِرَ لَهُ بِاسْتِحْقاقِهِ، وَ لا اَنْ تَرْضى‏ عَنْهُ
كسى مستوجب آن نيست كه از باب استحقاق او را مورد مغفرت قرار دهى، يا بر اساس سزاوارى از او
بِاسْتيجابِهِ، فَمَنْ غَفَرْتَ لَهُ فَبِطَوْلِكَ، وَ مَنْ رَضيتَ عَنْهُ
خشنود باشى، پس هر كه را بيامرزى از احسان توست، و از هر كه خشنود شوى در اثر
فَبِفَضْلِكَ، تَشْكُرُ يَسيرَ ما شَكَرْتَهُ، وَ تُثيبُ عَلى‏ قَليلِ ما
تفضل توست، عمل اندك را كه بپذيرى از باب فضل پذيرفته‏اى، و طاعت مختصر را
تُطاعُ فيهِ، حَتّى‏ كَاَنَّ شُكْرَ عِبادِكَ‏الَّذى اَوْجَبْتَ‏عَلَيْهِ‏ثَوابَهُمْ
مزد مى‏دهى، تا آنجا كه گويى شكر بندگانت كه بدان سبب پاداششان را واجب ساخته‏اى
وَ اَعْظَمْتَ عَنْهُ جَزآئَهُمْ اَمْرٌ مَلَكُوا اسْتِطاعَةَ الْاِمْتِناعِ مِنْهُ
و اجرشان را از آن رو بزرگ ساخته‏اى مسئله‏اى است كه در برابر تو قدرت روى برتافتن از آن را
دُونَكَ فَكافَيْتَهُمْ، اَوْ لَمْ‏يَكُنْ سَبَبُهُ بِيَدِكَ فَجازَيْتَهُمْ، بَلْ
داشته‏اند و از اين جهت پاداششان دادى، يا گويى سبب آن شكر به دست تو نبوده و بدين‏خاطر به ايشان اجر بخشيدى، بلكه
مَلَكْتَ -يا اِلهى- اَمْرَهُمْ قَبْلَ اَنْ يَمْلِكُوا عِبادَتَكَ، وَ اَعْدَدْتَ
اى خداى من مالك امر ايشان بوده‏اى پيش از آنكه ايشان مالك عبادت تو شوند، و مزدشان

ثَوابَهُمْ قَبْلَ اَنْ‏يُفيضُوا فى طاعَتِكَ، وَ ذلِكَ اَنَّ سُنَّتَكَ
را پيش از اينكه به طاعتت اقدام كنند آماده كرده‏اى، زيرا كه آئينت
الْاِفْضالُ، وَعادَتَكَ الْاِحْسانُ، وَ سَبيلَكَ الْعَفْوُ. فَكُلُ‏الْبَرِيَّةِ
انعام، و عادتت احسان، و راهت عفو و بخشش است. از اين رو همه آفريدگان
مُعْتَرِفَةٌبِاَنَّكَ غَيْرُظالِمٍ لِمَنْ‏عاقَبْتَ، وَشاهِدَةٌ بِاَنَّكَ مُتَفَضِّلٌ
معترفند كه تو درباره هر كه عقوبتش كنى ستم نكرده‏اى، و شاهدند كه هر كه را ببخشى
عَلى‏ مَنْ عافَيْتَ، وَ كُلٌّ مُقِرٌّ عَلى‏ نَفْسِهِ بِالتَّقْصيرِ عَمَّا
در حقّش تفضل فرموده‏اى، و همگان درباره خويش به تقصير نسبت به آنچه سزاوار آنى
اسْتَوْجَبْتَ. فَلَوْلا اَنَّ الشَّيْطانَ يَخْتَدِعُهُمْ عَنْ طاعَتِكَ ما
معترفند. بنابراين اگر شيطان ايشان را از طاعتت نفريبد هيچ عصيان‏گرى تو را
عَصاكَ عاصٍ، وَ لَوْلا اَنَّهُ صَوَّرَ لَهُمُ الْباطِلَ فى مِثالِ الْحَقِّ
معصيت نكند، و اگر شيطان باطل را در نظرشان به صورت حق جلوه ندهد
ما ضَلَّ عَنْ طَريقِكَ ضآلٌّ، فَسُبْحانَكَ ما اَبْيَنَ كَرَمَكَ فى
هيچ گمراهى از راه تو منحرف نشود، پس منزّهى تو، چه آشكار است بزرگواريت در
مُعامَلَةِ مَنْ اَطاعَكَ اَوْ عَصاكَ: تَشْكُرُ لِلْمُطيعِ ما اَنْتَ
معامله باكسى‏كه تو را اطاعت كرده يا عصيان نموده: مطيع را در مقابل آنچه خود برايش فراهم آورده‏اى
تَوَلَّيْتَهُ لَهُ، وَ تُمْلى لِلْعاصى فيما تَمْلِكُ مُعاجَلَتَهُ فيهِ،
پاداش مى‏دهى، و معصيت‏كار را در آنچه تعجيل در كيفرش به دست توست مهلت مى‏دهى،

اَعْطَيْتَ كُلاًّ مِنْهُما مالَمْ يَجِبْ لَهُ، وَ تَفَضَّلْتَ عَلى‏ كُلٍّ مِنْهُما
به هر يك از آن دو نفر عطايى نموده‏اى كه مستحق آن نبوده، و به هر يك تفضّلى فرموده‏اى
بِما يَقْصُرُ عَمَلُهُ عَنْهُ، وَلَوْ كافَأْتَ‏الْمُطيعَ عَلى‏ ما اَنْتَ تَوَلَّيْتَهُ
كه عملش از آن قاصر است، و اگر مطيع را بر آنچه حضرتت او را بر آن گماشته‏اى (نه بر عمل خودش) جزا مى‏دادى
لَأوْشَكَ اَنْ يَفْقِدَ ثَوابَكَ، وَ اَنْ تَزُولَ عَنْهُ نِعْمَتُكَ، وَلكِنَّكَ
بيم آن بود كه ثوابت را از دست بدهد، و نعمتت از او زايل شود، ولى تو
بِكَرَمِكَ جازَيْتَهُ عَلَى الْمُدَّةِ الْقَصيرَةِ الْفانِيَةِ بِالْمُدَّةِ الطَّويلَةِ
به بزرگوارى خود در برابر مدت كوتاه از دست‏رفتنى به مدّتى طولانى
الْخالِدَةِ، وَ عَلَى‏الْغايَةِ الْقَريبَةِ الزّآئِلَةِ بِالْغايَةِ الْمَديدَةِ الْباقِيَةِ،
و هميشگى، و در مقابل مدت نزديك گذرا با مدت دامنه‏دار جاويد او را پاداش
ثُمَّ لَمْ تَسُمْهُ الْقِصاصَ فيما اَكَلَ مِنْ رِزْقِكَ الَّذى يَقْوى‏ بِهِ
دادى، سپس در برابر رزقى كه از سفره نعمت تو خورده تا به سبب
عَلى‏ طاعَتِكَ، وَ لَمْ‏تَحْمِلْهُ عَلَى الْمُناقَشاتِ فِى‏الْالاتِ الَّتى
آن بر طاعتت نيرو گيرد با او معامله پاياپاى نكردى، و از او بازپرسى دقيق درباره ابزارى كه آنها را
تَسَبَّبَ بِاسْتِعْمالِها اِلى‏ مَغْفِرَتِكَ، وَلَوْفَعَلْتَ ذلِكَ بِهِ‏لَذَهَبَ
سبب رسيدن به مغفرتت قرار داده ننمودى، و اگر با مطيع چنين رفتار
بِجَميعِ ما كَدَحَ لَهُ وَ جُمْلَةِ ما سَعى‏ فيهِ، جَزآءً لِلصُّغْرى‏ مِنْ
مى‏نمودى تمام حاصل دسترنج و سعى و زحمت او در مقابل كوچك‏ترين نعمتها و

اَياديكَ وَ مِنَنِكَ، وَ لَبَقِىَ رَهيناً بَيْنَ يَدَيْكَ بِسآئِرِ نِعَمِكَ،
عطاهايت از دست مى‏رفت، و در پيشگاه مقدّست به خاطر ساير نعمتهايت در گرو مى‏ماند،
فَمَتى‏ كانَ يَسْتَحِقُّ شَيْئاً مِنْ ثَوابِكَ؟ لا! مَتى‏؟! هذا يا اِلهى
پس چه زمانى شايستگى چيزى از ثواب تو را مى‏داشت، نه، هيچ‏گاه!! اين است -خداى من-
حالُ مَنْ اَطاعَكَ، وَ سَبيلُ مَنْ تَعَبَّدَ لَكَ، فَاَمَّا الْعاصى
حال آن كه تو را فرمان برده، و سرنوشت كسى كه به عبادت تو اقدام نموده، و اما آن كه از تو نافرمانى كرده
اَمْرَكَ وَ الْمُواقِعُ نَهْيَكَ فَلَمْ تُعاجِلْهُ بِنَقِمَتِكَ لِكَىْ يَسْتَبْدِلَ
و نهى تو را مرتكب شده پس عجله - در انتقام از او نكردى، تا مگر به جاى
بِحالِهِ فى مَعْصِيَتِكَ حالَ الْاِنابَةِ اِلى‏ طاعَتِكَ، وَ لَقَدْ كانَ
حال معصيت تو حال برگشت به طاعت تو گزيند، در صورتى كه او
يَسْتَحِقُّ فى اَوَّلِ ما هَمَّ بِعِصْيانِكَ كُلَّ ما اَعْدَدْتَ لِجَميعِ
در اولين بارى كه بر عصيان تو همّت نموده مستحق تمام عقوبتهايى كه براى جميع
خَلْقِكَ مِنْ عُقُوبَتِكَ، فَجَميعُ ما اَخَّرْتَ عَنْهُ مِنَ الْعَذابِ،
بندگانت مهيّا نموده‏اى گشته، پس هر عذابى كه از او به تأخير انداخته‏اى،
وَ اَبْطَاْتَ بِهِ عَلَيْهِ مِنْ سَطَواتِ النَّقِمَةِ وَ الْعِقابِ تَرْكٌ مِنْ
و هر سطوت انتقام و عقابى كه از او بازپس داشته‏اى حق قطعى توست كه
حَقِّكَ، وَ رِضىً بِدُونِ واجِبِكَ. فَمَنْ اَكْرَمُ -يا اِلهى- مِنْكَ،
وامى‏گذارى، و به كمتر از آنچه استحقاق توست رضا داده‏اى. پس -اى خداى من- كريم‏تر از تو كيست؟

وَ مَنْ اَشْقى‏ مِمَّنْ هَلَكَ عَلَيْكَ؟ لا! مَنْ؟ فَتَبارَكْتَ اَنْ
و بدبخت‏تر از كسى‏كه به سبب مخالفت با تو هلاك شده، چه‏كسى است؟ نه، هيچ‏كس! پس تو والاتر از آنى
تُوصَفَ اِلاّ بِالْاِحسانِ، وَ كَرُمْتَ اَنْ يُخافَ مِنْكَ اِلاَّ
كه جز به احسان وصف شوى، و منزّه از آنى كه جز از جهت عدل از تو
الْعَدْلُ، لا يُخْشى‏ جَوْرُكَ عَلى‏ مَنْ عَصاكَ، وَ لا يُخافُ
بترسند، بيم جور و جفا به معصيت‏كار از تو نمى‏رود، و ترس واگذاشتن
اٍغفالکَ ثَوابَ مَن اَرضاکَ, فَصَل عَلي محمد و الٍهٍ وَهَب
پاداش کسي که تورا به عبادت خشنودساخته دركار نيست، پس بر محمد و آلش درود فرست، و آرزوى
لى اَمَلى، وَ زِدْنى مِنْ هُداكَ مااَصِلُ بِهِ اِلَى التَّوْفيقِ فى عَمَلى،
مرا برآور، و هدايتت را آن‏گونه بر من افزايش ده كه به سبب آن توفيق در كار
اِنَّكَ مَنَّانٌ كَريمٌ.
خويش يابم، زيرا كه تو بخشنده كريمى.

درباره بنیاد صحیفه سجادیه

بنیاد صحیفه سجادیه در استان اصفهان در جهت توسعه فرهنگ قرآن و عترت براساس حدیث ثقلین در سال 1395 تاسیس گردید.

 امید است این کتاب ازرشمند صحیفه سجادیه که تنها کتابی است که از سوی اهل بیت (ع) به نگارش درآمده و به عنوان زبور آل محمد و خواهر قرآن معروف است، بعد از قرآن و نهج البلاغه به آن توجه ویژه شود و در جامعه اسلامیمان مورد توجه و بهر برداری قرار گیرد.

 telegram aparat

logo